الفيض الكاشاني
440
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
طواف كرد و سعى صفا و مروه انجام داد و دو ركعت نماز گزارد . آنگاه به طرف كعبه آمد و دو طرف در را گرفت و فرمود : اى اهل مكّه چه مىگوييد و چه انتظار داريد ؟ عرض كردند : مىگوييم برادر و پسر عمويى بردبار و مهربانى - سه بار اين جمله را تكرار كردند . پس پيامبر ( ص ) فرمود : من هم مىگويم آنچه را برادرم يوسف گفت : لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ . راوى گفت : تمام اهل مكه از خانهها بيرون آمدند چنان كه گويى از گورها بيرون شده و دين اسلام را پذيرفتند . « 107 » از پيامبر ( ص ) روايت شده : « هر گاه بندگان ( روز قيامت ) بايستند فريادگرى فرياد كند هر كس بر خدا مزدى دارد به پا خيزد و وارد بهشت شود . عرض شد : چه كسى بر خدا مزد دارد ؟ فرمود : كسانى كه مردم را عفو كردهاند . پس هزاران نفر به پا مىخيزند و خداوند آنها را بدون حساب وارد بهشت مىكند . » « 108 » ابن مسعود گويد : پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « بر والى شايسته نيست كه حدّى نزد او ثابت شود و آن را اجرا نكند ؛ خدا بسيار عفو مىكند و عفو را دوست مىدارد . آنگاه اين آيه را قرائت كرد وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا « 109 » تا آخر آيه . جابر مىگويد : رسول خدا ( ص ) فرمود : « سه خصلت است كه هر كس آنها را همراه ايمان ( به محشر ) آورد از هر درى از درهاى بهشت كه بخواهد وارد شود و با هر حور العين كه بخواهد تزويج كند : هر كس دين حقّى با خود بياورد و پس از هر نمازى ده بار سوره توحيد را بخواند و قاتل خود را عفو كند . عرض
--> ( 107 ) موّرخان بزرگ اين مطلب را در داستان فتح مكه نقل كردهاند به تاريخ طبرى و سيره ابن هشام و كامل ابن ايثر ، ج 2 ، ص 120 ، رجوع كنيد . ( 108 ) اين حديث را طبرانى در مكارم الاخلاق روايت كرده و در سند آن فضل بن يسار است و بر حديث او موافقت نداشتند . ( 109 ) اين حديث را احمد در ( مسند ، ) ج 1 ، ص 438 و حاكم روايت كرده و حاكم آن را صحيح دانسته است .